دینا و امیر علی
امیر علی جون اگه بدونی دختر عمه ات (دینا خوشگله) چقدر دوست داره. عمه ات رو که دیگه نمی گم. چون فقط خدا می دونه چقدر عاشقتن. ما هم که هر دو هفته یه بار می تونیم بریم اردبیل و ببینیمشون.
اون روز که می خواستیم بریم اردبیل، تو یه تیپ ناز زدی و آماده بودی که بریم خونه بابا بزرگ.
دینا هم که می دونست تو میری اردبیل، قشنگ اومده باغچه رو آب داده و داشت پایکوبی میکرد.
خلاصه نمیدونی وقتی تورو دید چقده خوشحال شده بود. همش می خواست بیاد باهات بازی کنه. تو هم ماشاالله چه پسر خوش اخلاقی بودی. تاشب با دینا بازی کردی. نه بداخلاقی کردی نه اینکه خوابیدی. ولی شب بیهوش بودی تا خود صبح.




اینم از دینا جون :






مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دینا و امیر علی
